على رفيعى
182
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
دانشمندان و صاحبنظران را از نقاط مختلف جهان راهى مركز خلافت اسلامى كرد و موجب بروز شبههها و ابهامهاى زيادى در اعتقادات مسلمانان گشت . بحثهاى كلامى از سوى جريانهاى گوناگون فكرى به سرعت رو به رشد و توسعه نهاد و در هر زمينه نظرى پديد آمد . موضوع امامت در كنار بحث توحيد و عدل از مباحث جنجالبرانگيز محافل علمى آن عصر بود . محدوديّتهايى كه عباسيان براى شيعيان و نيز پيشوايان آنان ايجاد كرده بودند ، دسترسى ايشان را به امامان عليهم السلام براى فراگيرى اعتقادات صحيح ، با مشكلاتى مواجه كرده بود . علاوه بر اين ، اختلافات و كشمكشهاى جديد بر سر مسألهء امامت ، از سوى برخى شيعيان و ياران موسى بن جعفر عليه السلام برآشفتگى اوضاع فرهنگى جامعه اسلامى مىافزود . پس از شهادت امام كاظم عليه السلام ميان شيعيان در مسألهء امامت دو نظر پيدا شد : بيشتر شيعيان به امام رضا عليه السلام روى آورده و به امامتش گردن نهادند ؛ ولى تعداد اندكى در امامت موسى بن جعفر عليه السلام توقف كرده ، آن حضرت را در سلسله امامت ، آخرين فرد پنداشتند . اين افراد « واقفيّه » و « ممطوره » « 1 » نام گرفتند . « 2 » مورخان ، عامل اصلى پيدايش واقفيّه را مال دوستى و دنياپرستى سران اين فرقه انحرافى دانسته و نوشتهاند : امام كاظم عليه السلام تعدادى از ياران خود را مأمور جمعآورى اموال و وجوه شرعى كرده بود . با طولانى شدن مدت زندانى آن حضرت اموال زيادى نزد اينان گرد آمد . هنگامى كه آن بزرگوار به شهادت رسيد امام رضا عليه السلام از آنان خواست اموالى را كه نزد خود دارند به وى تحويل دهند . بعضى از وكلا براى تصاحب اموال گرد آمده دين خود را به دنيا فروختند و در پاسخ به خواستهء امام زمانشان ، منكر رحلت امام كاظم شدند . چهرههاى برجستهء جريان انحرافى واقفيّه عبارتند از : زياد بن مروان قندى ، على بن ابى حمزه بطائنى ، عثمان بن
--> ( 1 ) - اين نام توسط على بن اسماعيل ميثمى يكى از متكلمان شيعه روى آنان گذارده شد و از كلاب ممطوره ( يعنى سگهاى خيس شده به وسيله باران ) گرفته شده است ( ر . ك : فرق الشيعه ، ص 92 ) . ( 2 ) - ر . ك : الملل والنحل ، ج 1 ، ص 169 و فرقالشيعه ، ص 83 .